تبليغاتX
ترانه ی سکوت

ترانه ی سکوت

مینویسم برای تو" فقط و فقط برای تو "تا شاید روزی صدای سکوتم را تو نیز بشنوی

اعلاميه جهانی حقوق بشر

اعلاميه جهانی حقوق بشر

 

 

 

اعلامیه جهانی حقوق بشر یک پیمان بین المللی است که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسیده‌است و شامل ۳۰ ماده‌ است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر می‌پردازد. مفاد این اعلامیه حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی که تمامی ابنای بشر در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند، مشخص کرده‌است.

مفاد این اعلامیه از نظر بسیاری از پژوهشگران از اعتبار حقوق بین‌الملل برخوردارست زیرا به صورت گسترده‌ای پذیرفته شده و برای سنجش رفتار کشورها به کار می‌رود.

کشورهای تازه استقلال یافته زیادی به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر استناد کرده یا آن را در قوانین بنادی یا قانون اساسی خود گنجانده‌اند.
 

تاریخچه

مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سه سال پس از تأسیس سازمان ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر تصویب نمود و اعلامیه جهانی حقوق بشر، که هدف آن ایجاد تضمین حقوق و آزادی های برابر برای همه مردم [۱]بود در ۱۰ دسامبر۱۹۴۸ به تصویب رسید، روزی که اینک در سراسر جهان به عنوان روز بین‌المللی حقوق بشر گرامی داشته می‌شود.

 

 

 

ماده ۱:  تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند

 

ماده۲:  هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد

ماده ۳:  هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد

ماده ۴:  احدی را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع  است

 

ماده ۵: احدی  را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد

 

ماده ۶:  هر کس حق دارد که شخصیت حقوق او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود

 

ماده ۷:  همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه

حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند

 

ماده ۸:  در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده  باشد ، هر کس حق

رجوع به محاکم ملی صالحه دارد

ماده ۹:  احدی  را نمی توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود

 

ماده ۱۰:  هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید

 

ماده ۱۱:  الف) هر کس به بزه کاری متهم شده باشد بی گناه  محسوب خواهد شد تا وقتی  که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین های لازم برای دفاع ازاو تامین شده باشد ، تقصیر او قانونا محرز گردد

ب) هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی شده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق هیچ مجازاتی شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می گرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد

 

ماده ۱۲:  احدی در زندگی  خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های  خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد

حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد

 

ماده ۱۳:  الف) هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید

ب) هر کی حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد

 

ماده ۱۴:  الف) هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جسنجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند

 ب) در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول  و مقاصد ملل متحد باشد ، نمی توان از این حق استفاده نمود

 

ماده ۱۵:  الف) هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد

 ب) احدی را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد

 

ماده ۱۶:  الف) هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می باشند

ب) ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود

پ) خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود

 

ماده ۱۷:  الف) هر شخص ، منفردا یا به طور اجتماعی حق مالکیت دارد

ب) احدی را تمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود

 

ماده ۱۸:  هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده  و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد

 

ماده ۱۹: هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق  مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد

 

ماده ۲۰:  الف) هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آ میز تشکیل دهد

ب) هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد

 

ماده ۲۱:  الف) هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ،  خواه مستقیما و خواه با وساطت  نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید

ب) هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید

پ) اساس و منشا قدرت حکومت  ، اراده مردم است . این اراده  باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی  رای  را تامین  نماید

 

ماده ۲۲:  هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد

 

ماده ۲۳:  الف) هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد

ب) همه حق دارند که بدون هیچ  تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمايند

پ) هر کس که کار میکند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می شود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید

ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند

 

ماده ۲۴:  هر کس حق استراحت و فراغت و تفریح دارد و به خصوص به محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی های ادواری ، با اخذ حقوق، ذیحق می باشد

 

ماده ۲۵: الف) هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک ومسکن ومراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری  که به علل خارج از اراده  انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود

ب) مادران وکودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج  به دنیا آمده باشند ، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند

 

ماده ۲۶:  الف) هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند

ب) آموزش و پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشری را تقویت کند . آموزش و پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید

پ) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند

 

ماده ۲۷:  الف) هر کس حق دارد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد

ب) هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود

 

ماده ۲۸:  هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد

 

ماده ۲۹:  الف) هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد

ب) هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک  وضع  گردیده  است

پ) این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد

 

ماده ۳۰:  هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه ، فعالیتی بنماید

+ نوشته شده در  جمعه 4 شهریور1390ساعت 10:24 AM  توسط فرزانه  | 

فقط یه جمله !!

گاهی وقتا یه جمله ی ساده و تکرار کردنش زیر لب تموم اونچیزی یه که بهش احتیاج دارم :)


در قلب خود بنویسید که هر روز بهترین روز سال است . امرسون

پ.ن : عکس خوکشلی یه !! مگه نه !!؟ ;)


+ نوشته شده در  سه شنبه 1 شهریور1390ساعت 3:22 PM  توسط فرزانه  | 

تو را می خوانم ... تو را می خواهم

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRjEiuOJ0tkU4jLimTknzoaMEDgs-XnWZVzKiPKdlKwBljJOXUm

خداوندا" خدایا" آغازهای متوالی یکی از پس آن دیگری را جزئی از زندگی خود یافته ام "" لیکن گذر از این راه بی یاری تو بس صعب و هولناک می نماید _ خود را تنها حس میکنم _ تکیه گاهی چون تو میخواهم _ بی تو هر قدمی که بر میدارم به جای پیش رفتن به جلو" پس رفتن و درجا زدن نصیبم میشود !!! _ تو همیشه با منی" میدانم!! از رگ گردن نزدیکتر اما ... اما بگذار بودنت را من نیز حس کنم" لحظه به لحظه " همیشه و همه جا

بی تو حجم تنهایی های من بی اندازه وسعت دارد ...

بی تو زیستنم رنگ زندگی ندارد ...

بی تو "بودنم وهمی بیش نیست ...

تو را صدا میزنم" تو را میخوانم" با فریادی برآمده از اوج دلتنگی هایم" از اوج بی پناهی ام                             

تو را می خواهم ...

تو را می خواهم که بی تو هزاران بار از هیچ هیچ ترم

تو را می خوانم " تو را می خواهم

ای یگانه عاشق" ای یگانه معشوق

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 مرداد1390ساعت 11:35 PM  توسط فرزانه  | 

http://www.mgcpuzzles.com/mgcpuzzles/pro-pictures-images-of/irregular-edge-puzzles/butterfly-jigsaw-puzzle-1A.jpg


من پر از احساسم

من پر از دردم"عشقم"آهم

من پر از فریادم

فریادی غرق سکوت اما                                                                                                         

اما...

بی سبب نیست این درد"بی سبب نیست این آه

درد پروانه شدن شیرین است

اوج قصه اینجاست

...


+ نوشته شده در  یکشنبه 16 مرداد1390ساعت 7:44 PM  توسط فرزانه  | 

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcS19nkpH4lPcHTNSsi5IRiSQihPO2IMyGqxJrbu6SFq7-AyyZwuNw


درخت شکوفه می دهد" میوه می دهد و میوه اش را به هرکسی که زیر سایه اش بنشیند" می بخشد! چرا؟!!

چون اگر میوه هایش چیده و خورده نشوند در مسیر طبیعی زندگی اش اختلال به وجود می آید"" شاید بهار شکوفه نکند!! پس می بخشد تا از خداوند تولد دوباره هدیه بگیرد !!


ما انسان ها چقدر مسیر طبیعی خود را طی می کنیم؟!! آنچه خداوند از عشق و مهر به ما داده می بخشیم ! تا عشق زلال تری دریافت کنیم؟؟

من چقدر در روز نوازش میکنم! لبخند میزنم! می گویم دوستت دارم ؟!!


هرچه بیشتر ببخشی بیشتر دریافت میکنی :)


+ نوشته شده در  جمعه 14 مرداد1390ساعت 4:27 PM  توسط فرزانه  | 

اندر احوالات این روزای من !!!!

http://www.img4up.com/up2/503125135462785.jpg

همیشه توو زندگی سعی من بر این بوده که به طور مداوم برای رشد و پیشرفتم کاری انجام بدم یا به عبارت بهتر تلاش برای بهتر زندگی کردن رو واسه خودم تبدیل کنم به یه عادت _ تووی این مسیر زمانهایی بوده که واقعا خودمو در اوج احساس میکردم زمانهایی که واقعا از لحظه لحظه ی زندگی م میتونستم لذت ببرم!! منتها این یه حقیقته که ما آدما هر مسیری رو هم که انتخاب کنیم قاعدتا مابین راه پستی و بلندی هایی  وجود داره که باید ازشون گذشت """

راستش امسال واسه تعطیلات تابستونی م کلی برنامه داشتم که البته نتونستم تا این لحظه اکثرشون رو عملی کنم و این موضوع چند وقته باعث بی حوصلگی و بی تفاوتی م نسبت به زندگی شده !! _ آخه واسه منی که همیشه دنبال یادگرفتن و رشد و پیشرفت بودم هرچند جزئی و ناچیز! یه مدت رکود و سستی و سکون خیلی عذاب آور بود _ اصلا حوصله ی شروع هیچ کاری رو نداشتم چه برسه به ادامه دادنش !! :( و این وضع تقریبا تا همین امروز ادامه داشت !! تا اونجایی که بعضی وقتا حالم از خودم بهم میخورد حتی !!!

ولی دیگه از این وضع خسته شدم ! از این امروز و فردا کردن ها به تنگ اومدم !!

قاعدتا این دوره از زندگی مم میگذره ! پس چه بهتر که به جای اینکه احساس کنم چیزی رو از دست دادم! خودمو افکارمو برای یه شروع تازه آماده کنم :)

آخه زندگی همیشه همینجوریه "" بعضی وقتا احساس میکنی در اوجی و قادر به انجام هر کاری ! گاهی اوقاتم دقیقا برعکس ""حال و روزت میشه مثل این روزای من !!!!

به نظر من مهم اینه که تحت هر شرایطی دوباره شروع کنی _ جرئت از نو آغازکردنو داشته باشی و این پستی و بلندی هارو این شکست های مقطعی رو دلیلی برای رها کردن آمال و آرزوهات ندونی _


من از وقتی بچه بودم عاشق نوشتن و نویسندگی بودم !! هرچند هنوز نتونستم خودمو اونقدرها باور کنم که زمینه های پرورش این استعدادمو برای خودم به وجود بیارم اما در عین حال این عشق و علاقه باعث میشه که هروقت یه مدت خیلی طولانی از نوشتن دور می مونم خیلی احساس بدی بهم دست میده و همون بی حوصلگی مرموز میشه مهمون ناخونده ی حال و احوالم !!!


اما حالا از اینکه دوباره در حال نوشتنم خوشحالم"" دوباره دارم حس زنده بودنو و زندگی کردنو تجربه میکنم و این به نظرم یه شروع خیلی خوبههههه بعد یه عالمه روزمرگی !!!


+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

پ.ن ----- > به عنوان یه دوست ازتون میخوام  یادتون نره که همیشه ی همیشه ی همیشه به رویاهاتون به علایقتون به استعدادتون اهمیت بدین و خودتو دست کم نگیرید """ چون یکی یه دونه اید تووی این دنیا "" چون تکرار ناپذیرید "" چون تک تک تکید "" قدر خودتونو بدونید :)


پ.ن ----- > یادتون نره که در کنار وظایفتون" در کنار روزمرگی ها !! کارایی رو که دوست دارید هم جز برنامه هاتون قرار بدید !! چون پرداختن به علایقمون منبع انرژی مثبت ماست !!!!


و پ.ن آخر ---- > دوستون دارم و امیدوارم دلتون مثل گرمای تابستون گرم گرم گرم باشه البته نه اونقدر گرم که دلتون خدایی نکرده بسوزه!! یه گرمای دلنشین و متعادل ;)

خلاصه اینکه دلگرم باشید به خودتون به آیندتون و به زندگی :)


یه پ.ن دیگه هم لازم دارم اون یکی قبلی رو یکی مونده به آخر فرض کنید !!!! ;)

دلم بارووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون میخواد !!!!!!!!!!!! (اونم وسط تابستون!!! کشته مرده ی این آرزوهامم من D: ) خیلی گرمهههههههههههههه هوا """" پخیدمممممممممم ناجوووووووووور !! ;)


خیلی دوستوووووووووووووووووووووووووووووووون دارم

:)


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 مرداد1390ساعت 7:38 PM  توسط فرزانه  | 

بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 مرداد1390ساعت 6:48 PM  توسط فرزانه  | 

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRrj64yT3tnt-jF2Qs5hUerpwRHU_KEr2pznjpw1GHIQKwdSE66

متن یکی از ایمیل هام
 
 
من تو كدوم دايره هستم؟
================================
 
افلاطون گفته روح دایره است
من دایره های روحم را کشف کردم
5 دایره دور روحم کشیدم
 
و خودم را مرکز این دایره ها قرار دادم
مگر نمی خواستم خودم را کشف کنم؟؟؟
پس مرکز آن دایره ها خودم بودم
=========================
در دایره اول نام افردی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من میدهند
و در دایره  پنجم  که دورترین دایره به مرکز بود
نام کسانی که از دنیای من فاصله دارند و بیش ترین کشمکش را با آن ها دارم
========================
همه ی ما دلمون می خواد
که احساسی خوب در مورد خودمون داشته باشیم
و گاهی اوقات نداریم
گاهی حال و هوای ما در مورد خودمان به تاثیری که دیگران روی
ما می گذارند بستگی دارد
اونایی که در دایره آخر هستند سعی می کنند
اعتماد به نفس ما رو از بین ببرن
=========================
نمی توانی کسی رو مجبور کنی که دوستت داشته باشد
گاهی حضور در کنار افراد نا مناسب باعث می شود
حتی در مقایسه با تنهایی خودت بیشتر احساس تنهایی کنی
در چنین وضعیتی تلاش برای ایجاد تغییر و تحول
ممکن است باعث  شود راهت را گم کنی
یا شاید باعث شود وجودت که تو را ((تو )) می کند از دست بدهی
======================
گاه سال ها طول می کشد تا یاد بگیری چگونه از خودت مراقبت کنی
به همین دلیل بسیار مهم است
افرادی را در اطراف خودت داشته باشی که دوستت بدارند
حتی گاهی بیش تر از آن چه که
خودت میتوانی خودت را دوست داشته باشی
=========================
در مواجه با افراد از خودت بپرس
این فرد چه حسی در من ایجاد می کند ..
در کنار او می توانم خودم باشم؟
بااو می توانم رو راست باشم؟
میتوانم به او هر چه می خواهم بگویم؟
در کنار او احساس راحتی می کنم؟
وقتی او وارد اتاق می شود چه حسی به من دست می دهد؟
و وقتی می رود چه حالی می شوم ؟
وقتی با او هستم احساسات واقعی ام را پنهان می کنم یا با او رو راستم؟
آیا او باعث می شود احساس حقارت کنم یا این که به خودم ببالم؟
==========================
فلسفه وجود اون 5 دایره ای که گفتم شناخت است .. نه پیش داوری
پس با خودت رو راست باش
با افرادی که در نظر تو بد خلق اند مدارا کن
خودت را مقید نکن که چون به صرف این که با کسی در سر کار هر
روز اوقاتی را می گذرانی
باید او را در دایره اول و نزدیک به خودت جای دهی
=========================
در دایره اول افرادی را بگذار که از صمیم جان به آنها اعتماد داری
حتی اگر هر روز آنها را نمی بینی
ولی وجود آنها باعث حس خوب و ارزشمندی در تو می شود
از خودت بپرس
در مورد افکار و خواسته هایم به چه کسی می توانم اعتماد کنم
آنها همان کسانی هستند که در دایره اول جای دارند
با این افراد قدرتمندی .......
ارزش ها ی مشترک با آنها داری
دوستانی خارق العاده
=========================
دایره دوم جای کسانی هست که به رشد معنوی تو کمک می کنند
مربیان ..آموزگاران
و شاید هم افرادی که برای تنها وقت گذرانی خوبند
بیرون رفتن و خندیدن
چیزی به تو اضافه نمی کنند
.ولی در عین حال هم باعث نمی شوند
که حس بدی نسبت به خودت داشته باشی
=========================
دایره سوم همکارانت و اقوامت  هستند
و شاید هم آدمهای خنثی کسانی که نقش بسیار کوچکی
در چند ساعت از زندگی تو ایفا می کنند
و تاثیر آن ها نیز تنها همان چند ساعتی هست که با آنها هستی
هیچ زمانی در غیر ساعت ملاقاتشان به آنها فکر نمیکنی
به راحتی می شود با فرد دیگری جایگزین شوند
افراد این دایره در محدوده کار و وظایف شان  با تو هستند و لاغیر
=============================
دایره چهارم  سر آغاز عزم راسخ توست
آنها کسانی هستند که در کار تو اخلال ایجاد می کنند
افراد این جا لزوما با خود واقعی تو مرتبط نیستد
حتی ممکن است رییس اداره ای باشد که دو را دور با آن در ارتباطی
افراد این دایره در زندگی اجتماعی و حرفه ات مهم هستند ..
در کنار آنها نمی توانی راحت باشی
و وقتی آن ها را می بینی آشفته و پریشان می شوی
=====================
دایره آخر جای دورترین افراد است
جای آدم هایی است که به تو لطمه زده اند ..تحقیرت کرده اند
کسانی که هیشه به تو انرژی منفی می دهند و
احساسات زجر آوری را با آنها تجربه میکنی .
*****************
خوب اکنون که جایگاه هر کس را تعیین کردی
اجازه نده کسانی که در دایره های آخر جای دارند
مستقیما روح و روان تو را هدف قرار دهند
نگذار کسي اولويت زندگی تو باشه
وقتي تو فقط يک انتخاب در زندگي اوني...
يک رابطه بهترين حالتش وقتيه دو طرف در تعادل باشن
+ نوشته شده در  شنبه 8 مرداد1390ساعت 11:25 PM  توسط فرزانه  | 

امون از دست یه ذهن شلوغ !!!

قبول که خیلی حالت گرفته ست! قبول که هزار و یک جور مشکل داری ! قبول که اوضاع اونجوری که تو میخوای پیش نمی ره ! قبول قبول قبول !! اصلا هرچی تو میگی قبول !!!

گیرم تو هی آه و ناله کردی و اطرافیان تو هم مدام دلداری ت دادن !!!ولی هیچ فکر کردی این وضع تا کی میتونه ادامه پیدا کنه؟!! اصلا فکر کردی با این کارا واقعا دنبال چی میگردی؟!!!

یه لحظه آه و ناله رو بذار کنار" یه نفس عمیق بکش" یه لحظه آروم باش"باور کن اگه یه لحظه دست از گله و شکایت برداری دنیا به آخر نمیرسه!!! بذار حتی شده واسه چند دقیقه ذهن شلوغ و درهم و برهمت رنگ آرامش و ببینه """"

وقتی عصبانی هستی" وقتی دچار شک و تردید میشی"وقتی ترس اومده سراغت" وقتی نگرانی" خلاصه بگم وقتی ذهنت درگیره به نظر میاد هیچی توو زندگی ت درست پیش نمی ره !! به نظر میاد یه مشکل خیلی ساده به طرز عجیبی سخت و غیر قابل حله!! به نظر میاد هرچی کاه توووی دنیا بوده تبدیل شده به کوه اونم فقط واسه تو !!!!

اینجور موقع ها " زمانی که تو درگیر هیجانات خودتی " هرچه قدر هم آدم باهوش و منطقی بوده باشی " ذهنت نمی تونه به کمکت بیاد" چون سردرگمه " مبخواد کمکت کنه اما نمی تونه !! چون آشفته و درگیره .

پس از حالا به بعد قبل از اینکه بخوای تصمیم مهمی بگیری"قبل از اینکه بخوای قضاوت کنی" قبل از اینکه بخوای از یه کاه کوه بسازی! یکم به خودت فرصت بده" یه جای دنج و آروم پیدا کن " یه نفس عمیق بکش و سعی کن به افکاری که تووی ذهنت در حال رفت و آمدن ! نگاه کنی " فقط نگاه کنی بدون هیچ قضاوتی """

بعد یه مدت متوجه میشی که سر و صداهای ذهن شلوغت داره کم و کمتر میشه و تو آروم و آروم تر :)

تجربه ی قشنگی یه وقتی میبینی ذهنت و افکارت که تا چند لحظه پیش انگاری سر جنگ باهات داشتن!! تبدیل شدن به بهترین دوست و حامی و مشاورت "" البته بعد از اینکه یه مدت اونارو به حال خودشون گذاشتی و سعی نکردی در برابرشون مقاومت کنی """

حالا با خیال راحت میتونی فکر کنی"تصمیم بگیری یا واسه آیندت برنامه ریزی کنی ...

چون دیگه از اون ذهن شلوغ و آشفته خبری نیست و تو صاحب یه ذهن آروم و خلاق و تازه ای " چیزی که تو این دنیای شلوغ خیلی بهش احتیاج داری :)


پ.ن ---- > مربوط به مسابقه ی وبلاگ نویسی مجله ی موفقیت (موضوع آزاد )

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 تیر1390ساعت 12:59 PM  توسط فرزانه  | 

دلم واسه نوشتن""دلم واسه اینجا""دلم واسه دوستام تنگ شدههههههههه !!!!

http://etudfrance.com/image/cv.jpg


دلم خیلی خیلی تنگ شده واسه نوشتن"" واسه درد و دل کردن"" واسه دوس جوونای وبلاگی م که با وجود بی معرفتی های منو وبلاگمو تهنا نذاشتن

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

خیلی دوستون دارممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


خیلی وقته که نرفتم سراغ قلم و کاغذ "" خیلی وقتا نیومدم سراغ این وبلاگ :(

چند وقته با نوشتن غریبه شدم:( نمیدونم واسه چی !!!! شاید از سر تنبلی !!!!!!!!!

ولی نه اینجوری نمیشه!!! فری و نا امیدی؟؟؟؟؟؟؟؟!!!! عمراااااااااا ;)

به زودی با کلی پست جدید بازمیگردم

این خونه نیاز به یه گردگیری درست و حسابی دارهههه !!! 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد



+ نوشته شده در  دوشنبه 20 تیر1390ساعت 1:31 PM  توسط فرزانه  | 

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTgKf98qPoHzRYMgUuXJf6nE6D_QhSBG3Bd3amksHPNDsohk23WTg&t=1


زندگانی من" زندگانی تو بی تردید آمیخته با ترس ها و تردیدهاست" آمیخته با لذت ها و خوشی ها"دردها و ناخوشی ها" فریب خوردن ها و فریب دادن ها "شکست ها و پیروزی ها"اشک ها و لبخندها _ در اولین نگاه تضاد کلمه ای نامانوس و ناخوشایند است ولی با این حال نیک میدانم که زندگانی من "زندگانی سرشار از تضاد من "یکپارچگی مطلق است ! یکپارچگی مطلق ...

معنا و مفهوم زندگی را تنها می توان در میان همین تضادها و تعارضات جستجو کرد ...

و من این زندگانی متعارض سراسر یکپارچگی خویش را عاشقانه دوست میدارم """""""""""""""""""""


+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 تیر1390ساعت 9:6 PM  توسط فرزانه  | 

 

hamtaraneh.com

من مي‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو يا شيطان‌ صفت باشم. من مي‌توانم تو را دوست داشته يا ازتو متنفر باشم. من مي‌توانم سکوت کنم، نادان و يا دانا باشم. چرا که من يک انسانم و اين‌ها صفات انسانى است.

 
 
تو هم به ياد داشته باش: من نبايد چيزى باشم که تو مي‌خواهى، من را خودم از خودم ساخته‌ام.
 
 
منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است.
 
 
تويى که تو از من مي‌سازى آرزوهايت و يا کمبودهايت هستند.
 
 
لياقت انسان‌ها کيفيت زندگى را تعيين مي‌کند، نه آرزوهايشان.
 
 
و من متعهد نيستم که چيزى باشم که تو مي‌خواهى.
 
 
و تو هم مي‌توانى انتخاب کنى که من را مي‌خواهى يا نه.
 
 
ولى نمي‌توانى انتخاب کنى که از من چه مي‌خواهى.
 
 
مي‌توانى دوستم داشته باشى، همين گونه که هستم و من هم.
 
 
مي‌توانى از من متنفر باشى بى‌هيچ دليلى و من هم.
 
 
چرا که ما هر دو انسانيم.
 
 
اين جهان مملو از انسان‌هاست، پس اين جهان مي‌تواند هر لحظه مالک احساسى جديد باشد.
 
 
تو نمي‌توانى برايم به قضاوت بنشينى و حکمي‌صادر کني و من هم.
 
 
قضاوت و صدور حکم بر عهده نيروى ماورايى خداوندگار است.
 
 
دوستانم مرا همين گونه پيدا مي‌کنند و مي‌ستايند.
 
 
حسودان از من متنفرند، ولى باز مي‌ستايند.
 
 
دشمنانم کمر به نابوديم بسته‌اند و همچنان مي‌ستايندم.
 
 
چرا که من اگر قابل ستايش نباشم نه دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتي رقيبى.
 
 
من قابل ستايشم و تو هم.
 
 
يادت باشد اگر چشمت به اين دست نوشته افتاد.
 
 
به خاطر بياورى که آن‌هايى که هر روز مي‌بينى و مراوده مي‌کنى.
 
 
همه انسان هستند و داراى خصوصيات يک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جايزالخطا.
 
 
نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى و يادت باشد که اين‌ها رموز بهتر زيستن هستند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 فروردین1390ساعت 3:9 PM  توسط فرزانه  |